پایگاه خبری تحلیلی رسا

اولین رسـانه مستقـل خبــری،تحلیـلی منطقه

پایگاه خبری تحلیلی رسا

اولین رسـانه مستقـل خبــری،تحلیـلی منطقه

هفده سال پیش در یک شهرستان کوچک فقیر، در مدرسه‌ای که دخترهای تازه بالغ دوازده تا چهارده ساله، گهگدار با مراقبت و وسواس پشت نیمکت می‌نشستند تا کفشهای کهنه‌شان پیدا نباشد و وصله‌های مانتوهای کهنه‌شان مخفی‌ بماند، دخترک محجوب و متینی بود که هر صبح با ماشین بزرگ و راننده‌ی شخصی به مدرسه می‌آمد. پیاده می‌شد و دربرابر چشمهای حسرت‌بار دخترکان دیگر، خرامان‌خرامان با چادر مشکی‌اش وارد حیاط مدرسه می‌شد. در آن شهر سردسیر کوهستانی، که زمستانهایش می‌سوزاند و می‌چزاند، هر روز از ساعت هفت تا هفت و نیم صبح، دخترکان استخوانی در مراسم صبحگاه می‌لرزیدند و شکنجه می‌شدند. در تمام مدتی که آنها به جان رهبر دعا می‌کردند، نیایش‌های مذهبی گروهی می‌خواندند و گوش‌سپار موعظه‌های معلم پرورشی و خط و نشان‌های ناظم می‌شدند، دخترک چادری در کلاس درس کنار بخاری نشسته بود، می‌گفتند گواهی پزشک دارد و سرما سینوزیتش را تشدید می‌کند. دخترکی با نمرات متوسط و هوش زیر متوسط که هر بار و در پایان هر «ثلث» با شعبده‌بازی، شاگرد ممتاز معرفی می‌شد. دختر بی‌آزار و آرامی که سرش به کار خودش بود و به بقیه نگاه می‌کرد بی آنکه ببیندشان. دختر «استاندار» بود و همین که بینی‌اش را توی کار دیگران فرو نمی‌کرد، برای همکلاسی‌هایش کافی بود. 
چند ماه پیش نام دخترک دیروز و زن جوان امروز را در «لیست امید» دیدم که برای خودش خانم دکتری شده بود و چند روز است که فهمیده‌ام بابت تمام آن فرقهایی که با دانش آموزان دیگر داشته در فیش حقوقی پدرش گزینه‌ی جداگانه‌ای درج شده بوده: «کمک هزینه‌ی اوقات فراغت فرزندان». چند روز است که فهمیده‌ام داستان ما آخر ندارد. چند روز است که فهمیده‌ام دستمزد شرافت پدران ما این است که ما باید حالا حالاها نقش جسد، نقش شهید راه والامنصبان، نقش ریگ کف رودخانه را بازی کنیم و باید به همین هم راضی باشیم.


ونگرن اشترنبرک اسیران را زنده‌زنده دفن می‌کرد، بر تیرکی چوبی بسته و می‌سوزاند و به درون دیگ بخار قطارها می‌انداخت. در دوران معاصر زندگینامه‌نویسان کوشیدند از درون شایعات و منابع نامطمئن، تصویری قابل اعتماد از او استخراج و ترسیم کنند اما هرگز موفق به تبرئۀ وی نشدند. از سفاکی‌های اشترنبرک داستان‌های بسیاری نقل شده است؛
شباهت‌های ابوبکر بغدادی و اشراف‌زادۀ یاغیِ روس
 نویسنده‌ای به نام پیتر هاپکرک برخی از نمونه‌های بسیار مهیج این داستان‌ها را گرد آورده است. اشترنبرک به نوع عجیبی از بودیسم عرفانی معتقد بود. تفسیر وی از ایمان بودایی، احتمالاً همان اندازه برای اغلب بوداییان غریب بود که امروزه اسلامِ افراطی داعش برای مسلمانان عجیب است.

حسن روحانی در کتاب خاطرات خود می نویسد: حس کردم نور از بالا می‌تابد، سرم را بلند کردم و یک شیء نورانی را که تقریبا مکعب مستطیل بود و حدود دو متر طول داشت و عرض و ارتفاع آن هم حدود یک متر بود، دیدم که از بالا به سمت داخل حیاط مسجد به آرامی در حال فرود آمدن است


حالات معنوی و روحانی در هر سن و وضعیت ممکن است برای انسان‌ها اتفاق بیفتد. این حالات معنوی برای برخی در حال خواب و برای برخی در بیداری اتفاق می‌افتد. دکتر حسن روحانی در خاطرات خود به یک خاطره معنوی که در بیداری برای ایشان اتفاق افتاده اشاره می‌کند و می‌نویسد:

واقعه عجیبی در یکی از ایام ماه محرم سال‌های دبستان، یعنی هنگامی که کلاس سوم یا چهارم تحصیل می‌کردم، برایم رخ داد که هنوز خاطره خوش آن لحظات، در ذهن من باقی مانده است؛ هر چند ماهیت آن حادثه را به طور دقیق نمی‌توانم توضیح دهم.

انتخابات به پایان رسیده است اما عدم مدیریت پیروز میدان بر شادی و رقص و پایکوبی طرفدارانش اختلافات را به حدی رسانده است که به نظر می‌‌رسد پیروزی نه بر رقبای خود، بلکه بر مردم و مذاهب و اقوام است. اما هرچند او تکیه زننده بر کرسی نمایندگی چهار سال آینده اسلام آبادغرب و دالاهو خواهد بود. من البته مایل شدم بر خلاف تمام اعتقاداتم نادر نادری پیروز این میدان شود اما با وجود اینکه نسبت به مرحله قبل، اقبال بیشتری به او متمایل شده بود، نتوانست از فیلتر شورای نگهبان رد شود. [هرچند نظر بسیاری از بزرگان و صاحب نظران سیاسی منطقه بر این است که برخی برای مانائی سیاسی خود این میرائی نخبگان منطقه را رغم می زنند]

هر چند همیشه شعار دادن هایی که بعضاً جنبه تخریبی هم پیدا می کند بسیار سهل است و به اصطلاح طبل های تو خالی از جنس دروغ است 


ولی با مشاهده وضعیت بیکاری که استان ما دارد ساکت نشستن و نظاره گر شدن این فاجعه کم از خیانتی نیست که بعضاً در ادواری از گذشته ای نه چندان دور شکل گرفته است با نگاهی تأمل برانگیز در بعد آمار اشتغالزایی و بیکاری که در حال حاضر داریم متوجه عمق دردناک این موضوع می شویم .

با بررسی میدانی علل بیکاری در سطح منطقه و مقایسه عوامل مهمی چون بافت فرهنگی ، سطح توسعه اقتصادی ، استعدادها و منابع موجودو... متوجه خواهیم شد که این خطه در تمامی سطوح که لازمه ی پیشرفت در سطح کلان است پتانسیل لازم را دارد و حتی مهم ترین سرمایه در گردش که همان نیروی کاردان و متخصص است را به سایر نقاط اطراف صادر می کند و به نوعی استان های همجوار را هم ساپورت می کند اما چه چیزی باعث شده است که خود از این غافله ای عقب بیفتیم و در جایگاهی قراربگیریم که امروز دیگران با دید ترحم به ما بنگرند؟ حال با توجه به کلیاتی که بیان شد و البته ذکر این مبحث کلیدی و بنیادین که بحران بیکاری تمامی مرزها را یک به یک رد کرده باید توجه داشت که ما فرصت سوزی زیادی داشته ایم و دیگر زمان حرکت فرا رسیده است و با سرلوحه قرار دادن شعار از مردم، با مردم ، برای مردم، همه را به بطن کار آورد و قطعاً با توجه به رویه ی موجود و استفاده از نخبگان درجایگاه های متناسب با تخصص آنها می توان به عنوان قدم اول راه پیشرفت و گذر از بحران را فراهم ساخت که البته در این مسیر با توجه به چالش ها و موانعی که قطعاً مشکل ساز خواهد شد، حمایت و پشتکار مجدانه می تواند بستر را هموار کند و کاریزمای انسانی را به جامعه مدنی تحمیل کرد . هر چند متأسفانه در سال های اخیر و با توجه به سلیقه ای کردن چینش مدیران عملاً بیشتر وقت نمایندگان صرف تعویض اشخاص شد , نه تعویض افکار! باید دید را باز کرد و از تفکرات قومی قبیله ای بر حذر بود و به این باور رسید که این عمل ناپسند تیشه ای است که دقیقاً ریشه ی خودمان را هدف قرار می دهد. البته در کنار این مورد که شاید اصل پایه ای پیشرفت است می توان با تقویت واحدهای تولیدی، صنعتی ، اقتصادی و ... زمینه ی اشتغال هر چه بیشتر خیل عظیم نیروی کار را فراهم ساخت و با وضع موجود زمان را باید هدفمند اداره کرد و به اصطلاح رنسانسی نوین در دست اقدام قرار داد.

مجلس دهم و احتمال رخنه جریان نفوذ در بدنه اصولگرایان

 

مجلس شورای اسلامی به عنوان بارزترین نهاد تصمیم گیری و تصمیم سازی ایران اسلامی محسوب می شود، کاملا واضح است که این نهاد یکی از نقاط حساس و مورد نظر دشمنان برای نفوذ است.

انقلاب اسلامی ایران در طی 37 سال گذشته با بصیرت مردم و رهنمودهای امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری (مدظله العالی) از انواع پیچ های تاریخی سربلند بیرون آمده است.

مردم هوشیار و آرمان گرای ایران اسلامی تاکنون اجازه نداده اند که نقشه های دشمنان برای براندازی سخت و نرم نظام عملی گردد و هربار با درایتی مثال زدنی نقشه های دشمنان را نقش بر آب نمودند.

چند صباحی است که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی درباره خطر رسوخ و رخنه جریان نفوذی به ارکان نظام هشدار می دهند،رهبر انقلاب طی چندین سخنرانی اخیر خود بارها درباره خطرات این جریان هشدار داده و ابعاد گوناگون سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... این جریان مرموز را تبیین نموده اند.

معظم له در تاریخ 25 شهریور امسال درباره بعد سیاسی جریان نفوذ بیان فرمودند: نفوذ سیاسی هم این است که در مراکز تصمیم گیری و اگر نشد تصمیم سازی، نفوذ بکنند.هدف این است که در مراکز تصمیم گیری نفوذ کنند، اگر نتوانستند در مراکز تصمیم سازی نفوذ کنند؛ زیرا جاهایی هست که تصمیم سازی میکند،اینها کارهایی است که دشمن انجام میدهد.

مشهود است که مجلس شورای اسلامی به عنوان نهاد قانون گذاری نظام، مهم ترین نهاد تصمیم گیری و البته تصمیم سازی کشور محسوب می شود؛پس کاملا آشکار است که این نهاد مقدس یکی از نقاط حساس و مورد نظر دشمنان برای نفوذ است و بهترین شیوه نفوذ، ورود افرادی تحت عنوان نماینده ملت به خانه ملت است.

اما آیا دشمن نمی داند که نهاد باصلابت و هوشیار شورای نگهبان، قطع به یقین مانع ورود افراد نفوذی به عرصه انتخابات مجلس خواهد شد؟!

یقین بدانید که دشمن برای اجرای پروژه نفوذ همه ابعاد مورد نیاز را در نظر گرفته و طراحی های لازم را انجام داده است،حال با در نظر داشتن همه این شرایط، راه حل دشمن چه خواهد بود؟؟

از ویژگی های مشترک همه ی کشور های در حال توسعه این است که فکر می کنند می توانند با تحولات ناگهانی وضع خود را تغییر دهند و به اهداف بلند خود برسند.مثلا در شوروی، به ناگهان در عرض 5 سال کشاورزی را کنار نهادند و کشورشان را صنعتی کردند و به جای تولید محصولات کشاورزی، به تولید محصولات مصرفی روی آوردند،همین امر موجب آشفته شدن اوضاع کشورشان شد و برخی مناطق دچار قحطی وحشتناکی شدند و بسیاری مردم مردند.

بعد به یکباره تصمیم گرفتند به صنعت کشاورزی باز گردند و دوباره همین تصمیم ناگهانی و تحولات خیلی سریع، موجب عوارض وحشتناک دیگری شد و آنها را دچار رکود طولانی کرد که حتی منجر به فروپاشی شوروی شد.

در ایران نیز وضع به همین منوال است، برخی دچار این بیماری خطرناک و توهم زا شده اند که خیال می کنند تحولات سریع و انقلابی جامعه را نجات خواهند داد.

همواره جمع بین دین و مدرنیته دو حالت داشته و دارد

  1. جمع بین لیبرالیسم و دین که نتیجه اش یک دین حد اقلی است.
  2. جمع بین کمونیسم و دین که نتیجه اش انقلاب و بیداری توده هاست.

نتیجه همه انقلابهای قرن بیستم هم شبیه به هم است:

  1. دموکراسی
  2. تکنولـوژی

در همه انقلاب ها، دیکتاتور سقوط می کند و یا اسلام هدف است یا عدالت یا آزادی.

همه انقلابها ایدئولوژیک هستند اما اساسا انقلاب یک پدیده ی مدرن است؛ و ملتها را وارد مرحله ای از مدرنیته می کنند انقلاب اسلامی آخرین مقاومت ها را در برابر توسعه زدگی و مدرنیته از بین برد و مردم ایران بعد از نقلاب به شدت توسعه زده شدند.البته تاریخ دویست ساله ما تاریخ غربزدگی ماست و همواره ما به نحوی بیمارگونه عوالم توسعه را طی کرده ایم.فقط بعد از انقلاب این توسعه زدگی به نام اسلام رقم خورده است.

متاسفانه طراحان نظام ما[بهزاد نبوی و هاشمی رفسنجانی با تفکرات نزدیک به جریانهای کمونیستی و لیبرالیستی]بعد از انقلاب ساختار حکومت را بر مبنای نظرات منتسکیو طراحی نمودند. [منتسکیو جزو موسسین و بزرگان نظام لیبـرال است] تفکیک قوا از نظرات منتسکیو است که خودش می گوید بهترین نظام برای برقراری نظام لیبرالیسم می باشد

ما دولت را که نیروی محرکه نظام است و قلب تپنده نظام محسوب می شود را بر اساس نظامهای متداول مدرن تفکیک کردیم.یعنی 22 وزارت خانه مدرن و همین نیروی محرکه آینده نظام را و سیر تحولات نظام را جهت می دهد. این بیماری (لیبرالیزاسیون)ریشه های فرهنگی جامعه ما را خشکاند و ما را دچار بی تاریخی و سر در گمی کرده است.

"سقیفه بنی ساعده" صرفا یک مکان یا یک واقعه تاریخی نیست. "سقیفه" جریانی تاریخی است که در برابر هر نهضت توحیدی قرار می گیرد تا رهبری نهضت را از مسیر اصلی خود خارج ساخته و به مسیر انحرافی منافع جریان سقیفه منحرف سازد. جریان "سقیفه" که از چهره هایی ظاهرا خودی و ریشه دار در نهضت بهره می برند این هدف را در شکل پیچیده زیر تعقیب می نمایند:


آنان ابتدا همه تلاش خود را بر تعیین "رهبر" همسو با منافع خود متمرکز می نمایند و اگر در این هدف کامیاب نشدند همه تلاش خود را به کار می بندند تا "رهبر ناهمسو" را از طرق زیر مهار نمایند:

  • ارتباط میان "امت" و "امام" را مخدوش سازند.
  • فضایی ایجاد کنند تا نهاد "رهبری" در مسیر اعمال "ولایت" ناکارآمد شود.
  • مطالبات خود را بر نهاد "رهبری" تحمیل نمایند.

انقلاب اسلامی ایران به عنوان نهضتی از جنس نهضت پیامبران ،با رهبری امام خمینی(ره) به ثمر رسید و منافع نامشروع طالبان زر و زور و تزویر را قطع کرد. جریان مرموز "سقیفه" در دوران حیات طیبه خمینی کبیر تلاش کرد تا آیت الله منتظری را به عنوان رهبر آینده نهضت تحمیل نماید که با هوشیاری و درایت امام خمینی(ره) این توطئه در ۶ فروردین ۶۸ شکست خورد و جریان "سقیفه" نتوانست رهبری انقلاب را تصاحب نماید.

در ۱۵ خرداد ۶۸ ، و با عنایت و هدایت خاص حضرت ولی عصر(عج)، آیت الله سیدعلی خامنه ای ، به عنوان جانشینی از جنس خمینی کبیر زعامت انقلاب را بر عهده گرفت و آرزوهای خام جریان سقیفه را ناکام گذارد.

دکتر نادر نادری در سال ۱۳۴۹ در روستای زعفران اسلام‌آباد غرب چشم به جهان گشود و در دامنه های مهرپرور زاگرس در دامن اخلاص و پاک نهادی و یکرنگی و دینداری خانواده و تبار خود پرورش یافت. دوره تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خویش و سپس تا پایان دوره متوسطه را در اسلام‌آبادغرب سپری نمود. پس از اخذ دیپلم در رشته اقتصاد اجتماعی و قبولی در کنکور سراسری سال ۱۳۶۴ مراکز تربیت معلم، به شغل شریف معلمی مشغول گردید. پرورش در فضای مذهبی و معنوی خانواده به ویژه تدبیر و شیوه های تربیتی پدر گرامیشان حافظ قرآن مجید مرحوم میرزا خان بابا که در آن دیار به دین‌داری مشهور و مشاوری دلسوز برای همگان بود، حاج نادر نادری را فردی معتقد و مقید به دین مبین اسلام و از ارادتمندان ائمه طاهرین(ع) گردانید. وی مطابق روش و شیوة جوانان منطقه، محیط بی آلایش روستا و صمیمیت شهر اسلام آباد و پایداری ها و سختی های دوران دفاع مقدس را به درستی تجربه نمود و رشادت ها و شهادت های همشهریان، دوستان و همکلاسی هایش را فراموش نکرده است.

با توجه به علاقه فراوان ایشان به کسب علم و دانش، با شرکت در کنکور سراسری وکسب رتبه ۳۲۰ در سال ۱۳۶۸ وارد دانشگاه بین المللی شیراز شده و موفق به دریافت درجه کارشناسی در رشته مدیریت و برنامه ریزی گردید. سپس به دنبال پیشرفت روز افزون در عرصه‌های علمی و پژوهشی با شرکت در کنکور سراسری کارشناسی ارشد به عنوان نفر اول در سال ۱۳۷۲ وارد دانشگاه تهران گردید و فوق‌لیسانس مدیریت را از معتبرترین دانشگاه ایران اخذ نمود و این دوره را با شایستگی و لیاقت به پایان رسانید.

دکتر نادر نادری پس از طی مدارج عالی تحصیلی در رشته مدیریت در دانشگاه‌های معتبر داخل کشور و بهره گیری از اساتید بنام با توجه به شایستگی‌های علمی و نهاد و نهان پاک و سرشار از علم و دانش و تجربه درسال ۱۳۷۴ به عنوان رییس بزرگ‌ترین مجتمع آموزشی فنی و حرفه‌ای استان کرمانشاه مشغول انجام وظیفه گردید. خدمات شایسته ایشان در این مجتمع باعث گردید تا علاوه بر مسئولیت مذکور به عنوان سرگروه آموزشی مدیران مدارس متوسطه و فنی حرفه ای استان کرمانشاه نیز معرفی  وانجام وظیفه نماید. ریاست دانشگاه پیام نور جوانرود مقصد بعدی خدمتگزاری ایشان از سال ۱۳۷۹ بود. در طول خدمت در این دانشگاه موفق به کسب مقام اول دانشگاه های پیام نور منطقه ۶ کشوری در بین استان‌های همدان، کرمانشاه و کردستان گردید.

در ادامه این موفقیت‌ها، دکتر نادر نادری به عنوان مسئول دانشگاه پیام نور اسلام آبادغرب که یکی از با سابقه‌ترین مراکز دانشگاهی است خدمات ارزشمندی را به دانشجویان، اساتید و کارکنان هم دیارش در این دانشگاه ارائه نمود. سپس بر اساس نیاز به تخصص و تجارب ارزشمند ایشان، درسال ۱۳۸۱ به عنوان ریاست اداره آموزش و پرورش ناحیه ۱ کرمانشاه که به تعبیری مهم‌ترین اداره آموزش و پرورش استان محسوب می‌گردد، منصوب گردید. وی در طول دوران مدیریت خویش در این ناحیه، موفق به کسب رتبه برتر در زمینه ارائه طرح‌های نو و خلاق در بین روسای ادارات آموزش و پرورش سراسر کشور شده و نیز به عنوان رییس نمونه آموزش و پرورش استان کرمانشاه در بین ادارات ۲۴ گانه معرفی و مفتخر به دریافت لوح تقدیر گردید. او در طی دوران مسئولیتش پیوسته مدیری لایق، خلاق، متعهد و نوآور بود و همواره فرهنگیان و دانشگاهیان استان از توفیقات و مدیریت کارآمد ایشان به نیکی یاد می کنند.

دکتر نادری سپس با شرکت در آزمون سراسری اعزام به خارج از کشور  در سال ۱۳۸۴ و با کسب رتبه علمی ۱۸ به عنوان رییس مجتمع آموزشی ایرانیان در شهر برلین به کشور اروپایی آلمان اعزام گردید. پس از طی دوران مأموریت ۲ ساله در آلمان، موفق به پذیرش و کسب بورسیه تحصیلی در دوره دکتری (Ph.D)  از دانشگاه(FU)  آلمان که یکی از دانشگاه‌های معتبر بین‌المللی است گردید. ایشان طی مدت سه سال و با استفاده از زبانهای خارجی به دریافت درجه دکتری در رشته مدیریت با تز تحول (Change) نائل آمد. وی در  سال ۱۳۸۶ به عضویت اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان اروپا درآمد و به عنوان نماینده دانشجویان شاغل به تحصیل در اروپا به منظور شرکت در نشست سالانه اتحادیه مذکور به تهران عزیمت نمود. در این سفر به محضر رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی ) شرفیاب شده و با برخی از بزرگان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نیز به دیدار و گفتگو پرداخت.

دکتر نادری طی ۶ سال اقامت در اروپا به منظور کسب تجارب بیشتر و ارتقاء سطح علمی خویش به سفرهای علمی و تحقیقاتی در کشورهایی چون فرانسه، آلمان، ایتالیا، بلژیک، هلند، دانمارک، نروژ، سوئد، سوئیس، یونان، اتریش، لهستان، اسپانیا، پرتغال و … پرداخت و علی­رغم درخواست کشور آلمان از وی جهت ادامه خدمت درآن کشور از آنجا که عشق به میهن و دیار خویش را سرلوحه اندیشه و اهداف خود قرار داده بود با کوله باری از تجربه و دانش سرشار به کشور سرافراز ایران اسلامی مراجعت نمود و به عضویت هیئت ‌علمی دانشگاه رازی درآمد. ایشان از بدو ورود به دانشگاه رازی ضمن پذیرش سمت مدیرکل حوزه ریاست دانشگاه و عضویت در هیات رییسه و شورای این دانشگاه که جزء یک درصد دانشگاه های برتر جهان می باشد، همزمان برای اولین بار به تأسیس رشته بسیار ارزشمند و جدید مدیریت کارآفرینی در دو مقطع کارشناسی ارشد و دکتری در سطح کشور پس از دانشگاه تهران اقدام نمودکه راه اندازی این رشته یکی از اقدامات و راهکارهای مهم در رفع معضل بیکاری در استان می باشد. وی اکنون مدیریت گروه مذکور و ریاست انجمن مدیریت آموزشی استان کرمانشاه را بر عهده دارد و به امر تدریس و تربیت دانشجو در دوره های تحصیلی فوق لیسانس و دکتری در این دانشگاه مشغول می باشد.

دکتر نادری در سال ۱۳۷۵ ازدواج نمود و همسر گرامی ایشان نیز فرهنگی می باشد. حاصل این پیوند دو فرزند نیکوی دختر و پسر است. توفیق زیارت ‌خانه خدا و حرم شریف نبوی همراه همسر و فرزندان در سال ۱۳۸۹ از زیباترین ایام معنوی زندگی آنان است که همیشه به نیکی از آن یاد می‌نمایند.

 امید است که درخت برومند وپربار وجود ایشان همیشه ایام سرشار از ثمره دانش و بینش و معنویت و تخصص باشد و دانش نظری و تجارب عملی و تخصص مدیریتی ایشان در راستای اعتلا و توسعة همه جانبه کشور و عمران و آبادانی منطقه و شکوفایی و بالندگی جوانان غیرتمند دیارمان بیش از پیش مؤثر واقع شود و در این راه عنایات حضرت سبحان نیز ملازم احوال پرکمال ایشان گردد و همای سعادت سایه گستر مرادشان باشد.

 

خدایا چنان کن سرانجام کار       که تو خوشنود باشی و ما رستگار

بالاترین معروف، ایمان عملی به ولایت فقیه و نظامی اسلامی


وقوع انقلاب اسلامی، گفتمانی در حال مطرح شدن بود که اساسا مدعی نظمی جدید بود. به عبارت دیگر، وقوع انقلاب اسلامی و پیاده سازی تئوری ولایت فقیه در چارچوب یک سیستم حکومتی توانست بیانگر «راه سومی» در سیستم حکومت داری در عصر جدید باشد. راهی که از نگاه تیزبین برخی از روشنفکران مشهور غربی از جمله «میشل فوکو» نیز دور نماند و عنوانی چون «روح جهان بی روح» دریافت کرد.


حمید رضا صید محمدی*/ از زمانی که حضرت امام خمینی (ره) نظریه «ولایت فقیه» را مطرح کرد حدود نیم قرن می گذرد. در آن زمان اگرچه این نظریه یک چالش تئوریک با نظریات پیشین خود در درون فقه شیعه بود، اما در دنیای بیرون از مکتب فقه شیعه چندان که باید و شاید، حداقل برای چند سال، جدی گرفته نشد. اما کم کم با گذشت زمان و تحولاتی که در فضای سیاسی و اجتماعی ایران اتفاق افتاد، بویژه با وقوع انقلاب اسلامی در سال 57 و نقش رهبری داهیانه امام(ره)، نظریه ولایت فقیه با قوت و حدت هرچه بیشتر از سوی انقلابیون، به عنوان «راه سوم» مطرح شد.  نظریه ای که می خواست در مقابل نظریه «سلطنت» و «جمهوری سکولار» غربی باشد.

به همین خاطر، با گذشت زمان انقلابیون و بویژه روحانیون و فقها تحت رهبری امام خمینی(ره) توانستند زمینه ها و بسترهای پیاده سازی و اجرای این تئوری را در عمل فراهم آورند. با پیاده سازی و اجرای مقدمات این تئوری در عمل، انقلاب اسلامی ایران توانست برای اولین بار در تاریخ، زمینه ساز یک انقلاب دینی و اسلامی در عصر مدرن باشد. عصری که به گمان بسیاری از اندیشمندان علوم سیاسی، به «عصر سکولاریسم» مشهور بود.