پایگاه خبری تحلیلی رسا

اولین رسـانه مستقـل خبــری،تحلیـلی منطقه

پایگاه خبری تحلیلی رسا

اولین رسـانه مستقـل خبــری،تحلیـلی منطقه

آیه 1 سوره حمد رو ما هر روز چند بار نماز و گاهی چند مرتبه در گفتارهای روزمره خودمان می گیم شاید بهتر باشد که در مورد این آیه با عظمت چند نکته ادبی آشنا بشیم:
معنی "الحمد" : حمد یعنی ستایش بر کار نیک از قبیل هر نعمتی یا غیر از آن البته همرا با محبت و بزرگ شمردن، حمد رو زمانی می گویم که خوبی های محمود رو یاد آوری می کنیم حالا چه این خوبی ها دلالت بر صفت های درونی مانند علم، صبر، رحمت، و غیره و یا دلالت برصفت های برونی مانند بخشش، بزرگ داشتن و غیره دارد. و همچنین ما فقط زمانی کسی را حمد می کنیم که زنده وعاقل باشد.
اما مدح اینگونه نیست مدح رو مرده، غیر عاقل، و حتی چیزهایی جامد رو مدح می کنیم. مدح رو حالا قبل از نیکی و بعد آن هم انجام می دهیم اما حمد رو فقط بعد از نیکی آن.
ممکن ما کسی رو مدح کنیم اما کار نیکی رو انجام نداده باشد.
حالا ما خدا رو حمد می کنیم به خاطر همه کارهای نیک، صفات ارزشمند، بخشش های انجام داده، اما اگه مدح می کردیم اینگونه نبود. لذا واژه ی "حمد" از واژ ه ی " مدح" اولی است.

قرآن کریم در سوره سبا آیه 13 می‌فرماید: «و قلیل من عبادی الشکور» بندگانی که سپاسگزار نعمت خدایند تعدادشان کم است.
در قرآن مجید درچند مورد شکر وکفر با هم آمده و در مقابل هم قرارگرفته است. مانند آیه 40 درسوره النمل «لیبلونی اشکرام اکفر» برای اینکه مرا امتحان کنند، آیا من سپاسگزار نعمت حق هستم؟ یا اینکه نعمت او را کفران می‌کنم؟
شکر اظهارنعمت حق وکفر انکار آن است. شاکر کسی است که نعمت حق متعال را ظاهر می‌سازد، و از آن سپاسگزاری می‌کند و کافر کسی است که نعمت حق متعال را انکار می‌کند و آن را ناچیز می‌شمارد.
شاکر از روی نعمت‌های حق متعال پرده برمی‌دارد. کافر به روی نعمت‌ها پرده می‌کشد.
علت اینکه بر پیروان مذاهب مختلف غیراسلام هم کافر می‌گویند همین است که آنها ستر حق و نعمت حق نموده و در مقام انکار آن هستند. آری حقیقت شکر اعتراف به نعمت پروردگار متعال است.
حضرت داود عرض می‌کند پروردگارا! چگونه من شکرگزار تو باشم، شکر نعمتی است که خود مستلزم شکر دیگری است، جواب می‌رسد: ای داود! وقتی فهمیدی آنچه نعمت دردست داری از من است، حق نعمت مرا به جای آورده‌ای. 1
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــ
1- مقامات معنوی، محسن بینا، ج 2، ص48


«زندگی قرآنی» داشتن چگونه ممکن است؟ آیا زندگی ما قرآنی است؟ آیا با قرآن زندگی کردن سبک و شیوه‌ی زندگی ماست؟! آیا قرآن برای زندگی کردن راهکار و برنامه دارد؟!...

قرآن

آیا زندگی ما قرآنی است؟

قرآن کتاب آسمانی و دستور جامعه دین اسلام است که کار خود را که هدایت به مستقیم‌ترین و استوارترین آیین و دین است به خوبی انجام داده است و از نظر اعتقاد و اخلاق و برنامه‌های عملی کم‌ترین کوتاهی نکرده است و همه چیز را به طور روشن بیان نموده است.

اما آیا ما نیز به عنوان یک امت اسلامی و به عنوان یک مسلمان به وظیفه‌ی خود عمل کرده و خود را تابع و پیرو قرآن نموده‌ایم؟! قرآن از ما خواسته تمام شئون زندگی خود را از حیث اعتقاد و اخلاق و عمل با آیات شریفه‌اش منطبق سازیم و اگر چنین نکنیم نسبت به قرآن جفاکار شده‌ایم!

زندگی قرآنی یعنی چه؟!

اگر آیات قرآن را خوب بخوانیم و سوره‌های آن را حفظ کنیم و حتی تفاسیر را به خوبی بدانیم و بتوانیم برای دیگران بیان کنیم، باز هم نمی‌توانیم ادّعا کنیم که زندگی ما قرآنی شده است. البته همه این کارها خوب است امّا همه‌ این‌ها فقط مقدماتی هستند برای آغاز یک زندگی قرآنی وگرنه حفظ و خواندن و قرائت و تفسیر قرآن همگی نمی‌توانند هدف واقع شوند بلکه خودشان مقدمات زنگی قرآنی داشتن است. زندگی قرآنی داشتن یعنی یک آیه از قرآن گرفتن و یک گوشه از زندگی را با آن آیه تطبیق دادن و ساختن! در این صورت است که زندگی قرآنی می‌شود و ارزشمند نزد خداوند متعال وگرنه حفظ کردن تمام آیات قرآن و یا نیکو و با قرائت و صوت خواندن همه‌ سوره‌های قرآن بدون انطباق اخلاقی و عقیدتی و عملی آیات با زندگی، ارزشی ندارد!

فقیه شدن از نظر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) همان است که انسان به وظیفه‌ی خود در دین آشنا شود و بر طبق آن عمل نماید، هر چند عملش منحصر به چیز آیه از قرآن باشد! و در این صورت است که زندگی قرآنی برای انسان معنا پیدا می‌کند!

اعتقاد ما به ولایت فقیه و یا رهبری آیت الله خامنه‌ای مساله‌ای نیست که با تعریف، تمجید و یا تایید مخالفین، منتقدین و یا معترضین بدست آمده باشد. به عبارت دیگر اعتقاد ما با تایید و یا تکذیب دیگران، کم و زیاد نمی‌شود. در نتیجه ما از شنیدن حقیقت از زبان امثال آقای مهاجرانی ذوق نمی‌کنیم، اما حقیقت را باید شنید حتی از زبان عطاء‌الله مهاجرانی. پس اگر اشاره‌ای به اظهارات او و یا دیگران می‌کنیم، برای اثبات نادرستی تحلیل‌ها، شایعات و تناقضات مخالفین است نه مثلا برای اثبات جمهوری اسلامی.

مصاحبه اخیر عطاءالله مهاجرانی، دو نکته مهم داشت که همین نکته‌ها هم بهانه‌ای شد برای حمله همه جانبه‌ی دوستان فعلی مهاجرانی به وی. این دو نکته مهم عبارتند از :

۱-      تاکید بر استقلال جمهوری اسلامی و مخالفت با شبیه‌سازی وضعیت ایران با انقلاب‌های مردم منطقه

۲-      اعتراف به زندگی پاک رهبر انقلاب

همین دو نکته کافی بود که دوستان و همفکران امروز مهاجرانی علیه او موضع بگیرند و حتی برایش پرونده سازی کنند! مثلا جناب آقای دکتر متوهم و دروغگو «مهدی خزعلی» مصاحبه مهاجرانی را تلاش وی برای سرپوش گذاشتن بر یک پرونده سنگین و بزرگ (؟) خوانده که خود خزعلی از مفاد آن اطلاع دارد! گویانیوز هم که گویا به شدت از اظهارات مهاجرانی عصبانی به نظر می‌رسد، او را فردی دروغگو و دنباله نظام جمهوری اسلامی خوانده که نباید به حرفهایش اعتماد کرد!

فرمانده سپاه شهرستان اسلام‌ آباد غرب گفت: مراسم گرامیداشت روز ملی اسلام آباد غرب و یادواره 1280 شهید این شهرستان یکشنبه چهارم مرداد ماه به مناسبت سالروز عملیات مرصاد در اسلام آباد غرب برگزار می‌شود.

سرهنگ افشار محمدی در گفتگو با جمعی از اصحاب رسانه، با اشاره به اینکه این یادواره دومین رویداد عظیم فرهنگی در یک سال اخیر در شهرستان است، اظهار داشت: این مراسم با حضور سردار آزادی معاون فرهنگی سازمان بسیج راس ساعت 18 روز یکشنبه چهارم مرداد ماه در گلزار شهدای اسلام‌آباد غرب برگزار می‌شود.

فرمانده سپاه شهرستان اسلام‌آباد غرب گفت: به مناسبت سالروز عملیات مرصاد و روز ملی اسلام آباد غرب برنامه‌های متنوعی از جمله برپایی نمایشگاه عکس “اسلام آباد در جنگ” در سطح این شهرستان تدارک دیده شده است.

سرهنگ محمدی با اشاره به اینکه برگزاری برنامه خاطره‌گویی و عصر شعر مرصاد نیز از برنامه‌های این روز است، گفت: برپایی ورزش‌های همگانی همچون کوهپیمایی، دوچرخه‌سواری، پیاده‌روی خانوادگی، برگزاری یادواره شهدا در سطوح بخش‌ها و دهستان‌ها تابعه و رژه تاکسی‌ها در روز پنجم مرداد ماه از دیگر برنامه‌های تدارک دیده شده است.

استاندار کرمانشاه روز دوشنبه در مراسم معارفه شهردار جدید کرمانشاه گفته بود: قدیما میگفتن روحانیون و علماء به سمت خانوما غش میکنن ،من به سمت شهرداری!
این بیان تمثیلی استاندار موجب واکنش های بسیار تند روحانیون و مردم شهر کرمانشاه شده است که در همین زمینه حجه الاسلام مهری رییس شورای نگهبان استان نیز دیروز با نوشتن نامه ای به وزیر کشور علاوه بر درخواست عزل استاندار ، از وزیر کشور خواسته رضایی بابادی را به محاکم قضایی معرفی کند،همچنین روحانیون و امام جمعه های شهرستان های استان در پی این اهانت گستاخانه مواضع بسیار تندی را اتخاذ نمودند که احتمالا منجر به برکناری استاندار خواهد شد.

مدیر شبکه بهداشت و درمان شهرستان اسلام آباد غرب گفت: تعداد 23نفر از زائران کربلا بعلت خوردن شام در عراق دچار مسمومیت شده که پس از رسیدن به شهر حمیل،5 نفر از ایشان از طریق فوریت های پزشکی به بیمارستان امام خمینی اسلام آبادغرب منتقل شدند.

مدیر روابط عمومی مرکز فوریت پزشکی استان کرمانشاه از مسمومیت غذایی ۲۳ نفر از زائران کربلا در حوالی شهرستان اسلام آباد غرب خبر داده بود.

آنچه جالب است برنامه ریزی شده نبودن، هم زمانی این دو ماجراست.چون که نامه سرگشاده بسیجیان قزوین خطاب به مسئولان استانی در خصوص اعمال خلاف شرع(به خصوص موزدایی عورت زنان توسط دیگری در مراکز اپیلاسیون و آرایش) چند روز قبل از سخنرانی رئیس جمهور نگاشته و رسانه ای شده است(۱/۲/۱۳۹۴) از یک طرف روحانی با لحنی که صرف از نظر محتوای آن توهین آمیز و بی ادبانه بوده، شبهه ای فقهی و حقوقی را از تریبون عمومی مطرح می کند که نظایر آن حرف ها را تنها از رسانه های ضد انقلاب می توان انتظار داشت.
ولی به فاصله ی کوتاهی ماجرایی رسانه ای شد که خیلی زود بطلان حرف های نسنجیده ی روحانی را اثبات کرد. اعتراض آگاهان به یک عمل حرام و خلاف اسلام که هیچ گونه مصوبه ی پارلمانی برای برخورد با آن وجود ندارد.در حالی که حرمت آن هم اجماعی و مورد اتفاق مراجع تقلید است. به واقع چطور می توان نسبت به قوانینی که صرفا مبتنی بر «فرض حکمت» وضع کنندگان آن است(نمایندگان مجلس) تعبد و تبعیت داشت ولی از کنار قانونی که مبتنی بر «اصل حکمت» شارع الهی است، به سادگی عبور کرد و بگوییم «ما موظف به اجرای اسلام نیستیم!»

جنگ در یمن به احتمال بسیار زیاد، سرآغاز یک سلسله تغییرات ژئوپلتیکی مهم در منطقه خاورمیانه خواهد بود.این تغییرات به یک معنا ادامه تغییرات پیشین است ولی به معنایی دیگر، می تواند مستقل از بهار عربی و تبعات آن فهم و تحلیل شود. سعودی ها قدرت نمایی چندانی در یمن نکرده است و اساسا نمی تواند بکند. سرباز سعودی توان حفاظت از سرحدات خود را هم ندارد چه رسد به اینکه سودای گشودن کشوری دیگر را در سر بپرورد؛ همچون همتای مصری اش که در کنترل صحرای سینا درمانده اما به خود حق می دهد برای شیعه یمنی که از مادر چریک زاده می شود خط و نشان بکشد.

آیت الله هاشمی رفسنجانی در دلنوشته ای نوروزی برای مردم ایران نوشت: هرگاه به نظر اکثریت مردم عمل کردیم به اعتدال نزدیکتر شدیم، و انقلابمان را به پیش بردیم. و هرگاه در جایگاه "خویش رأیی" نشستیم و میزان مان، رأی ملّت نبود از قافله پیشرفت عقب افتادیم و در باتلاق شعارهای پوچ و عوامفریبانه گرفتار آمدیم.اکنون روزدیگری است جملگی بالغ تر شده ایم، زخم افراط خورده ایم امّا روئین تن شده ایم...در متن کامل این دلنوشته نوروزی آمده است: